http://ebi67.persiangig.ir/image/1.jpg


چگونه شكايت نكنم از دوري يار  نمانده دگر يك ذره بدل آرام و قرار
چگونه مگر بردرگه تو يا رب گنهم  كه اشكهاي من بارد شب و روز چون ابر بهار
خدايا مگر سنگ صبورم كه از شهر و از يارم بدورم
بگو يا رب بگو با من
كي اين جدائي سر مياد از يار من خبر مياد 
كي اين جدائي سر مياد شب ميره و سحر مياد
چه پر پر شد گل گلزار دل و روزگار من نمي رويد غنچه هاي اميد در بهار من
خدايا چه شبها به حال تمنا دعا كردم زدرد جدائي به درگه تو گريه ها كردم
بگو يا رب بگو با من
كي اين جدائي سر مياد از يار من خبر مياد
كي اين جدائي سر مياد شب ميره سحر مياد