عشق من عاشقم باش

The image “http://i11.tinypic.com/641rkmv.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

تو غربتی که سرده تمام روز و شبهاش غریبه از من و ما . عشق من عاشقم باش
عشق من عاشقم باش. که تن به شب نبازم با غربت من بساز .تا با خودم بسازم
عشق من عاشقم باش. عشق من عاشقم باش
تو خواب عاشقا رو تعبیر تازه کردی کهنه حدیث عشق و تفسیر تازه کردی
گفتی که از تو گفتن یعنی نفس کشیدن از خود گذشتن من یعنی به تو رسیدن
قلبم و عادت بده به عاشقانه مردن از عشق زنده بودن . از عشق جون سپردن
وقتی که هق هق عشق . زجهء احتیاجه سر جنون سلامت که بهترین علاجه
عشق من عاشقم باش .عشق من عاشقم باش
عشق من عاشقم باش .عشق من عاشقم باش
عشق من عاشقم باش اگر چه مهلتی نیست برای با تو بودن اگر چه فرصتی نیست
عشق من عاشقم باش . نذار بیفتم از پا بمون با من که بی تو نمی رسم به فردا
عشق من عاشقم باش .عشق من عاشقم باش
عشق من عاشقم باش .عشق من عاشقم باش

 

بهار عشق من

http://www.westsidestudio.net/portraits/couple-hand-color.jpg

ما را گلي از روي تو چيدن نگذارند
چيدن چه خيال است كه ديدن نگذارند
گفتم شنود مژده ديدار تو گوشم
آن نيز شنيدم كه شنيدن نگذارند
صد شربت شيرين زلبت خسته دلان را
نزديك لب آرندوچشيدن نگذارند
بخشاي بر آن مرغ كه خونش گه بسمل
برخاك بريزندوتپيدن نگذارند

اي بهار عشق من
بي روي تو رنگ خزان دارد بهارم
واي از اين بي حاصلي
فرياد از اين عشقي كه من در سينه دارم
اسير غمت را نمانده دگر  نه شوق تماشا نه ذوق سفر
نهال اميدم نداده ثمر  غم تو چنانم گرفته به بر
كه از دو جهانم نمانده خبر
اگر تو نداني خداي تو داند كه از غمت آمد چه بر سر من
اگر تو نبودي برابر چشمم خيال تو بوده برابر من
نسيم بهشتي شميم بهاري  كه جان من آري به پيكر من
بيا كه بريزي ز ساغر چشمت
شراب محبت به ساغر من شراب محبت به ساغر من
مست عشق توام
بي تو چنگ دلم نغمه اي نسرايد
از شكسته دلان ناي خسته دلان نغمه كي به در آيد
اسير غمت را نمانده دگر
نه شوق تماشا نه ذوق سفر
نهال اميدم نداده ثمر
غم تو چنانم گرفته به بر
كه از دو جهانم نمانده خبر  

 

عاشقم من

http://img.villagephotos.com/p/2007-2/1246320/syqjiq.jpg

عاشقم من عاشقی بی قرارم کس ندارد خبر از دل زارم
آرزویی جز تو در دل ندارم من به لبخندی از تو خرسندم
مهر تو ای مه آرزومندم بر تو پابندم
از تو وفا خواهم من ز خدا خواهم
تا به رهت بازم جان تا به تو پیوستم از هم بگسستم
بر تو فدا سازم جان خیزو با من در افق‌ها سفر کن
دل نوازی چون نسیم سحرگاه ساز دل را نغمه گر کن
همچو بلبل نغمه سر کن نغمه گر کن

 

ای دل چو فراق یار دیدی

http://www.iricap.com/images/other/vijehnameh-2.jpg

اي دل چو فراغ يار ديدي خون شو اي ديده موافقت كن و جيحون شو
اي جان تو عزيزتر نيي از يارم بي دوست نخواهمت ز تن بيرون شو
بي دوست نخواهمت ز تن بيرون شو

آخر اي جانا تو با ما آشنايي داشتي از چه قانون محبت از ميان برداشتي
كاشتي تخم محبت بر دل و بر جان من عاشقم كردي و دست از دامنم برداشتي

دل ديدن رويت از خدا ميخواهد وصلت به تضرع و دعا ميخواهد
هستند شكرلبان در اين ملك بسي
ليكن ليكن دل ديوانه تو را ميخواهد