<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>عـــــــــــــــــــــــــاشقــــــــانه</title>
<link>https://greenandred.blogfa.com</link>
<description>مطالب گوناگون و مختلف</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 29 Sep 2008 12:45:48 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>وطـــــــــن</title>
<link>https://greenandred.blogfa.com/post/51</link>
<description>Normal 0 false false false MicrosoftInternetExplorer4 /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable 	{mso-style-name:&quot;Table Normal&quot;; 	mso-tstyle-rowband-size:0; 	mso-tstyle-colband-size:0; 	mso-style-noshow:yes; 	mso-style-parent:&quot;&quot;; 	mso-padding-alt:0cm 5.4pt 0cm 5.4pt; 	mso-para-margin:0cm; 	mso-para-margin-bottom:.0001pt; 	mso-pagination:widow-orphan; 	font-size:10.0pt; 	font-family:&quot;Times New Roman&quot;; 	mso-ansi-language:#0400;</description>
<pubDate>Mon, 29 Sep 2008 12:45:48 +0330</pubDate>
<dc:creator>greenandred</dc:creator>
<guid>greenandred.blogfa.com/post/51</guid>
</item>
<item>
<title>شرم و شکایت</title>
<link>https://greenandred.blogfa.com/post/50</link>
<description>چگونه شكايت نكنم از دوري يار نمانده دگر يك ذره بدل آرام و قرار چگونه مگر بردرگه تو يا رب گنهم كه اشكهاي من بارد شب و روز چون ابر بهار خدايا مگر سنگ صبورم كه از شهر و از يارم بدورم بگو يا رب بگو با من كي اين جدائي سر مياد از يار من خبر مياد كي اين جدائي سر مياد شب ميره و سحر مياد چه پر پر شد گل گلزار دل و روزگار من نمي رويد غنچه هاي اميد در بهار من خدايا چه شبها به حال تمنا دعا كردم زدرد جدائي به درگه تو گريه ها كردم بگو يا رب بگو با من كي اين جدائي سر مياد</description>
<pubDate>Mon, 11 Aug 2008 04:36:53 +0330</pubDate>
<dc:creator>greenandred</dc:creator>
<guid>greenandred.blogfa.com/post/50</guid>
</item>
<item>
<title>هجـــــــــــران</title>
<link>https://greenandred.blogfa.com/post/49</link>
<description>كجايي در شب هجران كجايي در شب هجران كه زاري هاي من بيني چون شمع از چشم گريان اشك باري هاي من بيني كجايي اي كه خندانم ز وصلت دوش مي ديدي كه امشب گريه هاي زار زاري هاي من بيني كجايي كجايي كه قدح ها از كف اغيار نوشيده كه از جام غمت كه از جام غمت خوناب خواري هاي من بيني شبي چند از خدا خواهم شبي چند از خدا خواهم به خلوت به خلوت تا سحر گاهان نشيني با من و نشيني با من و شب زنده داري هاي من بيني شدم يار تو و شدم يار تو و از تو نديدم ياري وخواهم خواهم كه يار من شوي</description>
<pubDate>Fri, 11 Jul 2008 11:25:15 +0330</pubDate>
<dc:creator>greenandred</dc:creator>
<guid>greenandred.blogfa.com/post/49</guid>
</item>
<item>
<title>الـــــــــــــــــــــــــــــــــهی بــــمـــــیــــــری</title>
<link>https://greenandred.blogfa.com/post/48</link>
<description>الهی بمیری که دیگر بدونم کجایی بدونم ز عالم جدایی الهی بمیری نخنده به چشمت نگاهی نمونه نگاهت به راهی نگیری تو جامی ز هر دستی ننوشی می از دست هر مستی تا نمونه درون دل دگر هوسی تا نریزه به پایت سرشت کسی تا نبینی دگر گریه های مرا تا ندونه کسی ماجرای مرا الهی بمیری این منم که هرگز نمیبرم از دلم خیال تو را دری کی دهم غمت را به عالمی این منم که دیوونه ی توام با دلی که رسوای عالمه خون و تار و پودش پر از غمه آه الهی بمیری که دیگر بدونم کجایی بدونم ز عالم جدایی</description>
<pubDate>Mon, 23 Jun 2008 11:12:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>greenandred</dc:creator>
<guid>greenandred.blogfa.com/post/48</guid>
</item>
<item>
<title>بلبلی که خاموش شد 2</title>
<link>https://greenandred.blogfa.com/post/47</link>
<description>ای ساکن جان آخر تو کجا رفتی در خانه نهان گشتی یا سوی هوا رفتی رفتی تو به این زودی تو باد صبا بودی رفتی تو به این زودی تو باد صبا بودی مانندۀ بوی گل با باد صبا رفتی نه باد صبا بودی نه مرغ هوا بودی نه باد صبا بودی نه مرغ هوا بودی از نور خدا بودی در نور خدا رفتی ای کاروان آهسته ران کارام جانم میرود ای کاروان آهسته ران کارام جانم میرود آن دل که با خود داشتم با دلستانم میرود زان می که داد ساقی مجلس به دست ما زان می که داد ساقی مجلس به دست ما بالا گرفت کار دل می</description>
<pubDate>Sun, 15 Jun 2008 11:49:10 +0330</pubDate>
<dc:creator>greenandred</dc:creator>
<guid>greenandred.blogfa.com/post/47</guid>
</item>
<item>
<title>بلبلی که خاموش شد</title>
<link>https://greenandred.blogfa.com/post/46</link>
<description>بلبلی که خاموش شد و با رفتن او قلب دوست دارانش شکست هنرمند شمعی بود جان فروز همه سود او از هنر رنج و سوز نصیبش به جز رنج جانکاه نیست ز درد درونش کس آگاه نیست نصیب هنرمندِ حسرت پرست همین نام نیک است از هرچه هست آنکه محمل از بر عشاق بیدل بست و رفت آنکه محمل از بر عشاق بیدل بست و رفت وه که بر جای جرس دلها به محمل بست و رفت رفتی و همچنان به خیال من اندری رفتی و همچنان به خیال من اندری گویی که در برابر چشمم مصوری رفتی و رفت جان و دلم در غفای تو خالیست بر دو</description>
<pubDate>Sun, 01 Jun 2008 06:15:46 +0330</pubDate>
<dc:creator>greenandred</dc:creator>
<guid>greenandred.blogfa.com/post/46</guid>
</item>
<item>
<title>آهسته آهسته</title>
<link>https://greenandred.blogfa.com/post/45</link>
<description>تنگ غروب آن روز ، وقتی که می رفتم تو گریه می کردی ، آهسته آهسته ، آهسته آهسته گفتی مگو هرگز ، هرگز خداحافظ من بی تو می میرم ، آهسته آهسته ، آهسته آهسته گفتی تو به من برگ گلی عطر بهارانی ، در دشت کویر دل من نعمت بارانی فریاد تمنّای منی وقت پشیمانی ، عطر نفسی در قفس ِ، سینه تو پنهانی در آسمان تن ، زد عطر بی مهری آمد نم باران ، آهسته آهسته ، آهسته آهسته شد نوبهاران طی ، آمد خزان از پی بر ماه من شد دی ، آهسته آهسته ، آهسته آهسته پیوند ما پیوند عشقی جاودانی بود</description>
<pubDate>Sun, 25 May 2008 04:38:07 +0330</pubDate>
<dc:creator>greenandred</dc:creator>
<guid>greenandred.blogfa.com/post/45</guid>
</item>
<item>
<title>در بستر غم</title>
<link>https://greenandred.blogfa.com/post/44</link>
<description>بعد از تو هم در بستر غم مي توان خفت بعد از تو هم با دل سخن ها مي توان مي توان گفت بعد از تو هم اين سوز هجران هرگز نمي آيد به پايان بي تو هم اين عشق بي فرجام من شايد كه پا برجا بماند يا نماند بي تو هم درياي بي آرام دل شايد به طوفانم كششاند يا براند من كه رسواي دل هستم كي ز غم پروا كنم مي روم عشق و وفا را در جهان رسوا كنم دل به دريا مي زنم تا كه دل دريا كنم من كي شوم آزاد از اين دل فرياد از اين دل داد از اين دل جز غم چه شد زين عشق رسوا شد هستيم بر باد از اين</description>
<pubDate>Thu, 15 May 2008 06:25:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>greenandred</dc:creator>
<guid>greenandred.blogfa.com/post/44</guid>
</item>
<item>
<title>بـــــیــــار بــــــــــــاده .....</title>
<link>https://greenandred.blogfa.com/post/43</link>
<description>بیار باده، که ما را به هیچ حال امشب برون نمی‌رود آن صورت از خیال امشب به حکم آنکه ندارم حضور بی‌رخ دوست مرا نماز حرامست و می حلال امشب ز باده خوردن اگر منع می‌کنندم خلق بدین سخن نتوان رفت در جوال امشب ز عشرت و طرب و باده هیچ باقی نیست ولی چه سود؟ که دوریم از آن جمال امشب گرم نه وعده‌ی دیدار باز دادی دل بلای هجر نمی‌کردم احتمال امشب هلال، اگر نه چو ابروی یار من بودی نکردمی نظر مهر در هلال امشب شینیده‌ای که: بنالند عاشقان بی‌دوست؟ تو نیز عاشقی، ای اوحدی،</description>
<pubDate>Tue, 06 May 2008 04:38:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>greenandred</dc:creator>
<guid>greenandred.blogfa.com/post/43</guid>
</item>
<item>
<title>بیگانه</title>
<link>https://greenandred.blogfa.com/post/42</link>
<description>آنقدر درد درون را در دل خود ريختم تا كه خود با درد هستي سوز خود آميختم تا جدا ماند من در من ز هر بيگانه اي از تو هم اي عشق بي فرجام من بگريختم برگ زردي بودم و در تند باد حادثات بر تن هرشاخه بي ريشه اي آويختم با دل روشن در اين ظلمت سرا افتاده ام نور مهتابم نور مهتابم كه در ويرانه ها افتا ده ام سايه پرورد بهشتم سايه پرورد بهشتم از چه گشتم صيد خاك تيره بختي بين تيره بختي بين كجا بودم كجا افتاده ام تا كجا راحت پذيرم يا كجا يابم قرارا برگ خشكم در كف باد صبا</description>
<pubDate>Thu, 24 Apr 2008 06:16:13 +0330</pubDate>
<dc:creator>greenandred</dc:creator>
<guid>greenandred.blogfa.com/post/42</guid>
</item>
</channel>
</rss>
